محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
358
تحفه خانى ( فارسى )
و مغز دانه حماض كه مراد تخم فو است و ربّ سوس اجزا برابر مجموع كوفته و پيخته لعاب دانه بهى و يا لعاب اسبغول خمير كرده حبها بايد ساخت هريك به مقدار بخورى و هر شب چهار عدد در شيب زبان نگاه بايد داشت و اين حب موجب تغليظ ماده است و لزوجت و مانع است از ريختن و سيلان بمواضع اذيت و گاهى حدوث سرفه بواسطه كثرت رطوبت ريه است و علامت او خرخرهء سينه است مىرسد مانع را كه درين مقام مناقشه كند و گويد كه لا نسلم كه اين علامت دليل رطوبت نفس ريه شود چه مىتواند كه از دماغ بلغم كثير به راه قصبهء شش نازل شده باشد و بواسطه دخول و خروج نفس تحريك او مىكند صورت خرخره محسوس مىشود پس ازين دليل در اثبات مدّعا تمام نيست و اين قسم بيشتر پيران را حادث مىشود و اشخاصى را كه مرطوبى باشند و علاج درين مقام خوردن جلابست هر صباح از بيخ سوسن سه درم و انجير خشك ده عدد و مويز طايفى ده درم بر وجهى كه رسم است ترتيب داده نيمگرم بايد آشاميد و غذا نخودآب و شيرهء مغز بادام و تنقيه بدن و دماغ از فضول غليظ به اين مطبوخ بايد كرد سناى مكّى پنج درم بيخ سوسن تراشيده سه درم و انجير خشك ده عدد و مويز طايفى پانزده درم و باديان نيم كوفته و تخم خبازى كه مراد تخم معجر دخترك است و پرسياوشان و تخم كاسنى نيمكوفته و بنفشه خشك و نيلوفر از هريك سه درم و از عناب و سپستان از هريك ده عدد مجموع ادويه در سه رطل آب به آتش ملايم طبخ بايد كرد تا يك رطل بماند از كرپاس گذرانيده صافى ساخته از فلوس خيارشنبر و ترنجبين و يا شكر سفيد صافى از هريك ده درم درو ماليده و صافى ساخته بايد اختيار كرد و در شيب زبان ازين حب كه نوشته مىشود نگاه بايد داشت ربّ سوس پنج درم باديان و فلفل و قردمانا و مغز بادام تلخ مقشر از هريك ده درم حلتيت يك درم ادويه كوفته و پيخته و بعسل